شبکه‌های اجتماعی

درباره من:

  • من کی هستم و چه فعاليتی می کنم؟

    من در تئاتر در زمینه ی کمدی فعالیت داشتم
    (از اولین تجربه ی حضورم روی صحنه و اولین جایزه ام از جشنواره ی تئاتر کردی، 12 سال می گذرد)
    اما به دلایل مالی از ادامه ی فعالیت در آن دلسرد شدم
    و فکر کردم اینستاگرام می تواند فرصتی جدید برای ارتباط با مخاطب باشد
    من در صفحه ی خود ؛ نقد اجتماعی، کلیپ؛ دکلمه؛ استندآپ،دابسمش و هر چه که به عالم نمایش و کمدی مربوط باشه و در خودم ببینم قرار می دم
    اساس اما تفاوت است.


    چرا من در حامی باش هستم؟

    در جشنواره ی تئاتر خیابانی مریوان از یکی از استاد های تئاتر که از فرانسه آمده بود و 30 سال را صرف این کار کرده بود
    پرسیدم راه درآمد شما از چیست؟

    پاسخ ساده بود. گفت :
    دولت به ما پول میده
    (و اضافه کرد که سالی دو بار میاد سر میزنه ببینه کار می کنیم یا نه)

    متاسفانه در کشور راه مشخصی برای درآمدزایی از هنر وجود ندارد
    بماند که خیلی از هنر ها (رپ و ...) اصلا به رسمیت شناخته نمی شوند

    در این میان هنرمند مجبور است که تن به کارهای سطح پایین دهد
    یا مخاطبینش را با تبلیغات خفه کند
    یا وقتی که می بایست صرف بالا بردن کیفیت خود (با مطالعه و ...) و در نتیجه کارش بکند را صرف کار دیگری بکند که جز ناراحتی اعصاب و روان چیز دیگری در آن نمی بینم.

    و کار به جایی رسیده که اساسا هنر ؛ کار محسوب نمی شود.
    در صورتی که اگر کار را صرف انرژی در واحد زمان بدانیم
    تولید یک اثر خوب
    زمان، انرژی ، فکر و احساس شخص را کامل درگیر می کند.

    صفحه های اینگونه تا زمانی که فکری اساسی برای این مشکل بشود
    می تواند باعث دلگرمی ما برای تولید آثار بشود
    فیلم محبوبِ من در این رابطه:

    1. فیلمِ Chinese Coffee محصول سال 2000 با بازی و کارگردانی آل پاچینو است
    در این فیلم یک نویسنده با این مشکل روبه رو ست که در 50 سالگی ...
    (نمی گم، فیلم رو ببیند اگر دوست داشتید )
    پس می بیند که این یک مشکل جهانی است

    و همچین
    2.فیلمِ برادران کوئن در این ارتباط Inside LIewyn Davis محصول سال 2013 می تواند این تجربه ی دردناک را به شما منتقل کند
    یا نمونه ی وطنی آن

    3. تئاترِ جوجه تیغی از بهرام افشاری


    در تمام این نمونه ها
    نویسنده ؛ بازیگر؛ آهنگساز
    دغدغه اش ویلا و ماشین و ... نیست
    گفتنش قلبم را به درد می آورد که مسائل آن ها چیست؟
    سرمای هوا
    وقتی که لباس مناسب برای فصل زمستان ندارند
    (جالبه که در دو فیلم اول هر دو به این مسئله به وضوح اشاره می شه)
    جای خواب
    وعده ی غذایی
    و ...
    که نشان می دهد جامعه چگونه آنان را در حد یک گدا تنزل داده

    در صورتی که آنان هم مثل همه ؛ فروشنده، کارمند، و و و
    استعدادشان این است
    و انتظار شغل دیگری از آن ها داشتن

    انتظار بالا رفتن از درخت است
    توسط یک ماهی!



درحال بارگذاری صفحه...